Title-less
يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۱، ۰۲:۰۰ ق.ظ

من آن پرنده را که راز تو را می داند دوست دارم...
من آن کوچک دلشکسته را که تو پناهش هستی دوست دارم...
من بلبل بی آواز،
رود خانه ی بی صدا،
شب بی ستاره ،
آن ماهی قرمز کوچک که برای آخرین بار لذت با آب بودن را چشید،
آن ستاره های گمشده ی کهکشان غم ها،
آن ابر های سیاه که نوید آزادی اند،
آن قایق بی مقصد،
آن گل پژمرده از بی وفایی صاحبش،من همه آنها را دوست دارم...
هه مرهم تنهایی هایم هستن!
- ۹۱/۰۴/۰۴