میشه پرنده باشی اما رها نباشی،
میشه دلت بگیره اسیر غصه ها شی
حالا که آسمونم دنیای تازه ای نیست
اونوقت یه جا بشینی محو گذشته ها شی
ترسیده باشی از کوچ اوج رو ندیده باشی
واسه یه مشت دونه اهلی آدما شی
توسایه ها بمونی درگیر سایه ها شی
مفهوم زندگی رو از یاد برده باشی
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی