!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

آخر این دردِ ‌تغافل که به پیمانهٔ ماست
آتشی از پیِ دردادنِ میخانهٔ ماست
این صدایی که ز بشکستنِ دل می‌شنوی
در حقیقت اثرِ نالهٔ زولانهٔ ماست
تا چو مجنون پیِ لیلایِ ترقّی برسیم
ذوقِ صحرایِ طلب در دلِ دیوانهٔ ماست
غمِ گیسویِ پریشانِ ترقّیِّ وطن
بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند
بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانهٔ ماست

پیام های کوتاه
  • ۶ خرداد ۹۲ , ۰۲:۱۰
    شکر
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۳:۱۴
    احساس
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۲:۳۸
    رفیق
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۹ ارديبهشت ۹۵، ۱۶:۴۸ - سید حمید
    ممنون
نویسندگان

۳۱ مطلب با موضوع «فرهنگ و سیاست» ثبت شده است

۰۸
شهریور
۹۲
تلنبار سازان و دهکده هاى سرخپوستى
اولین گروه سرخ پوستان که به ساختن تلنبارهاى هرم شکل در آن چه که اکنون ایالات متحده نامیده می شود پرداختند آدنانها (Adenans) بودند. این گروه حدود 600 سال قبل از میلاد ساختن نقاط خاکى زیر زمینى و سنگر را آغاز نمودند. بعضى از این تلنبارهاى باقیمانده از آن دوره به شکل پرند گان و یا مارها هستند که احتمالا معناى مذهبى داشته ولى تا کنون کسى به آن ها پى نبرده است.
آدنانها (Adenans) ظاهراً جذب قبایل دیگر که هوپ ویلیانها (Hopewellians) خوانده میشوند، شده و یا به نقاط دیگر نقل مکان کردند. یکى از مهم ترین مراکز فرهنگى آن ها در جنوب اوهایو (Ohio) یافت شده که آثار هزاران مورد از این تلنبارها هنوز پا برجاست. هوپ ویلیان ها (Hopewellians) که بازرگانان ماهرى بودند به داد و ستد کالا و اجناس گوناگون در منطقه اى که شعاع آن به صدها کیلومتر مى رسید، مى پرداختند.
تا حوالى قرن پنجم هوپ ویلیانها (Hopewellians)، نیز ناپد ید شده و به تدریج راه براى تشکیل قبایل گوناگون دیگر که مرسوم به مى سى سى پى ها ((Mississippians یا تمدن تمپل موند(Temple Mound) مى باشند، گشوده شد. شهر کاهوکیا (Cahokia) که در سمت شرق سنت لوییز (St.Louis) ایالت میسورى واقع است، به گفته اى در اوایل قرن دوازده میلادى جمعیتى قریب به بیست هزار نفر داشته است. در مرکز این شهر، تنلبار خشتى عظیمى که نوک آن مسطح بود قرار داشته که ارتفاع آن سى متر و بنیاد آن سى و هفت هکتار بوده است. هشتاد تلنبار دیگر نیز در همان حوالى کشف شده است.
(اینم فقط وفقط برای الهی دستم بگیر!!)

شهرهایى همچون کاهوکیا جهت تامین غذا و آذوقه خود، به شکار، دامدارى، بازرگانى و کشاورزى متکى بودند. این افراد تحت تاثیر جوامع پیشرفته تر جنوبى، به شکل جوامع سلسله مراتبه اى قبیله اى در آمده که برده دارى در آن ها رایج و به قربانى کردن انسان مى پرداختند.
حدود سال 900 میلادى، آناسازیها(Anasazi)، نیاکان سرخپوستان هوپى (Hopi Indians) امروزى در آن چه که امروزه ایالات متحده جنوبى خوانده مى شود، شروع به ساختن دهکده هاى سرخپوستى خشتى و سنگى نمودند. این بناهاى آپارتمان گونه عجیب ویکتا اغلب در نوک صخره ها ساخته مى شد. معروف ترین آن ها " قصر صخره" (Mesa Verde) در ایالت کلرادو است که حدود 200 اتاق داشت. از بناهاى دیگر، خرابه هاى پویبلو بونیتو(Pueblo Bonito) در نوار مرزى رودخانه چاکو (Chaco) نیو مکزیکو است که 800 اتاق داشت.
شاید دولتمندترین سرخ پوستان آمریکایى پیش از کلمبوس در منطقه شمال غربى پاسیفیک زندگى مى کردند. حدود 1000 سال قبل از میلاد تهیه آذوقه و مسکن از طریق وفور ماهى و مواد خام میسر میشد. سرشارى پاتلاچ (Potlatch) این جامعه به عنوان معیاری براى زیاده روى، جشن و سرور هنوز نیز پابرجاست و نظیر آن در تاریخ آمریکاى اولیه یافت نمى شود. 
ادامه دارد......
  • سعید
۰۷
شهریور
۹۲

آمریکای اولیه!

در اوج عصر یخ، بین 34000 و 30000 سال قبل از میلاد، اکثریت آب هاى زمین در قعر قاره هاى عظیم یخى نهفته بود. در نتیجه دریاى برینگ (Bering Sea) صدها متر از سطح کنونى خود پایین تر بود و یک پل خشکى، بنام برینجیا (Beringia) بین آسیا و آمریکاى شمالى پدیدار شده بود. تخمین زده مى شود برینجیا، در منتهى الیه خود، عرضى نزدیک به 1500 کلیومتر داشته است. یک تندرا(دشتی هموار) مرطوب و بى درخت پوشیده شده از سبزه زارهای فراوان و نباتات باعث جلب حیوانات غول آسا شد که انسان هاى اولیه جهت بقا به شکار آن ها مى پرداختند.

اولین انسان هایى که پا به آمریکاى شمالى گذاشتند بدون آن که بدانند قدم به قاره اى نوین مى گذاشتند. آن ها رسم اجداد خود را طى هزاران سال پیش دنبال می کردند و از سواحل سیبرى عبور کرده و از فراز پل خشکى گذشتند.

پس از رسیدن به آلاسکا، هزاران سال دگر نیز سپرى شد تا این نخستین اتباع آمریکاى شمالى راه خود را به دهانه کوه هاى یخى عظیم جنوب باز کرده تا به نقطه اى که اکنون ایالات متحده (United States) نامیده می شود، برسند. امروزه نیز شواهد زندگى نخستین و بدوى در آمریکاى شمالى یافت مى شود. مقدار کمى از این شواهد را می توان به طور موثق به پیش از 12000 سال قبل از میلاد مربوط ساخت؛ اخیرأ یک برج دیده بانی درشمال آلاسکا کشف شده که قدمت آن تقریبأ به همان دوره می رسد. نیزه هایى نیز در نزدیکى کلاویس (Clovis) نیومکزیکو یافت شده است.

علاوه بر آن مصنوعات مشابهى نیز در برخى نقاط دیگر آمریکاى شمالى و جنوبى کشف شده که دال بر این است که حیات احتمالأ در اکثر نیمکره غربى تا قبل از 10000 سال پیش از میلاد کاملا شکل گرفته بود.

آن زمان، ماموت ها شروع به انقراض کرده و بایسون (گاو میش وحشى آمریکاى شمالى) منبع اصلى تغذ یه و پوست خام این آمریکایى هاى اولیه شدند. به مرور زمان، گونه هاى بیشتر و بیشترى - - چه از طریق شکار بیش از حد و یا بدلایل طبیعی- - منقرض مى شدند. گیاهان و دانه ها بخش مهمى ازخوراک روزانه آمریکایى هاى اولیه را تشکیل مى دادند. به تدریچ، گله ها و نخستین آثار کشاورزى پدیدار گشت. سرخ پوستان حدود 8 هزار سال قبل از میلاد، در آن چه که اکنون مکز یک مرکزى خوانده می شود، پیشرو این کار شدند و شروع به کشت ذرت، کدو و لوبیا کردند. به تدریج، این مهارت ها به سوى شمال کشیده شد.

تا حدود 3000 سال قبل از میلاد، نوع ابتدایى ذرت در دره هاى نیومکزیکو و آریزونا رشد یافت. سپس اولین نشانه هاى آبیارى پدیدار شد و تا سال 3000 قبل از میلاد، نخستین اثر حیات روستایى پدیدار گشت.

تا قرن اول میلا دى، هوهوکومها (Hohokum) در حوالى آن چه که امروز فینیکس (Phoenix)، آریزونا نامیده مى شود، سکنى گزیده بودند. مشغله آن ها ساختن تلنبارهاى هرم شکل به فرم آن چه که در مکزیک یافت مى شد و تاسیس سیستم های آبیارى و کانال هاى آب بود. 

ادامه دارد.............

  • سعید
۰۷
شهریور
۹۲

سلام 

به امید خدا از این به بعد تو این قسمت یک بخشی ایجاد میشه به نام (آمریکا شناسی).

با نظراتتون کمک کنید تا هر روز بهتر بشه.

متشکر

  • سعید
۳۱
مرداد
۹۲

سلام

اگه بادتون باشه قول داده بودم که عکس‌های اردوی فرهنگی تفریحی اصفهانو براتون آپ کنم. فک کنم الان وقتش رسیده که به قولم عمل کنم



برای دیدن عکسها به ادامه مطلب برین

  • محمدحسین کاوری
۲۵
مرداد
۹۲
سلامی به گرمی هوای گرم تابستان

نمیدونم چرا هر وقت مسافرت از کارای اولیه خودم میمونم چه برسه به اینکه بخوام به وبلاگ سر بزنم
کار من و همکارام توی این اردو که توی اصفهان برگزار میشه تقریبا کامپیوتریه. تدوین،میکس، کلیپ سازی، عکاسی و فیلمبرداری و...
دعا کنین که بتونم تا آخر اردو وظیفمو مث بچه آدم، درست و دقیق و کم نقص انجام بدم
آپلود عکسها باشه واسه بعد از اردو.
بد جوری خسته ام
فعلا...
  • محمدحسین کاوری
۱۹
مرداد
۹۲

از یکی پرسیدم: "چرا اون دوتا عاشق همدیگه شدن؟"

گفت: "علت نداره دیگه! وقتی از یکی خوشت میاد یهو محبتش میوفته داخل قلبت! بعد عاشقش میشی!"

 

آره؟؟؟ اینجوریاست؟ جواب من این بود؟ مگه میشه یک پدیده یا یک معلول، علت نداشته باشه؟

تصور کنین پسری عاشق یک دختر شده و میخواد باهاش ازدواج کنه. خب این عشق یعنی چی؟ یعنی دوستش داره؟ چیشو دوست داره؟ به عبارت دیگه (با توجه به قانون علیت که در فلسفه اثبات میشه) علت این عشق چیه؟

ظاهرا سه علت یا سه انگیزه واسه‌ی این عشق وجود داره. علتش یا پسره هست یا دختره یا خدا یا علت رابع اجنبی. بذارین بیشتر توضیح بدم.

در واقع اون پسر یا منافع خودشو در نظر میگیره و به این دختر به چشم یک آرام بخش و وسیله لذت به دختره نگاه میکنه؛ یا خود دخترو در نظر میگیره و فقط منافع و آرامش و تصمیمات دختره واسش مهمه و هرچی که مایه خوشحالی دختره باشه واسه پسره مقبول و لذت بخشه؛ و یا اینکه به خاطر رضای خدا دختره رو دوس داره.

بنابر فرض اول این عشق تا زمانی ادامه داره که مایه آرامش و لذتِ پسره پا برجا باشه. مثلا تا زمانی که دختره، زیبا و جوون و... باشه. یا مثلا تا زمانی که این دختر، پسره رو اذیت نکنه و براش آرامش داشته باشه. خلاصه مطلب این که نهایتی برای این عشق تصور میشه.

بنابر فرض دوم هرچی که دختره بخواد پسره باید قبول کنه. مثلا اگه دختره گفت: "دل من پیش کسی دیگست و میخوام با اون ازدواج کنم" نباید حتی واسه پسره تلخ باشه چه برسه به اینکه بخواد مخالفت کنه.

بنابر فرض سوم هرکاری که خدا رو راضی کنه پسره انجام میده و تحت هر شرایطی محبتش به زنش کم نمی‌شه چون رضایت خدا واسش مهمه.

فرض چهارمی به ذهن من نرسید.

به نظر شما علت عشق‌ها کدوم یکی از موارد با میتونه باشه؟

لزومی نداره که فقط روی این مثال جمود داشته باشین. مثال‌های دیگه‌ای هم میشه زد. مثلا مادر چرا عاشق فرزندشه؟ بخاطر فرزندش یا بخاطر خودش یا بخاطر خدا؟ یا علت رابعی هست؟ یا مثلا چرا وقتی کسی میمیره دل اطرافیانش برای اون تنگ میشه؟ یا اصلا علت عشق مجنون به لیلی چی بود؟

یکی از دوستام میگه منشاء عشق، عقله. فقط خواهشا نگید که عشق در عقل نمی‌گنجه و باید عاشق بشی تا بفهمی که علت عشق چیه و از این حرفا...

اگه کسی عاشق میشه باید بتونه مفهوم عشقش رو منتقل کنه.


عرضم رو با قسمتی از اشعار نظامی در باب عشق به پایان میرسونم

فلک جز عشق محرابی ندارد

جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه این است

همه صاحب دلان را پیشه این است

جهان عشقست و دیگر زرق سازی

همه بازیست الا عشقبازی

طبایع جز کشش کاری ندانند

حکیمان این کشش را عشق خوانند

گر اندیشه کنی از راه بینش

به عشق است ایستاده آفرینش

چو من بی‌عشق خود را جان ندیدم

دلی بفروختم جانی خریدم

 


  • محمدحسین کاوری
۱۷
مرداد
۹۲

خیلی حوصلمون کم شده.

امروز بخاطر هیچی سر آبجی کوچیکم که چهارسالشه داد زدم. بعدش ازش معذرت خواهی کردم اما میدونم این تصویر از من در ذهنش موندگار میشه و قسمتی از خاطره‌ش میشه.

راستی چی شده که اینقد کم صبر و کم حوصله‌ایم؟

شبای قدر گذشت و بیدار موندیم اما ای کاش یکبار بیدار بشیم...

  • محمدحسین کاوری
۱۷
مرداد
۹۲

حجاب

  • محمدحسین کاوری
۱۵
مرداد
۹۲

خدایا!


 یا نوری بیفکن یا توری..


ماهی کوچکت از تاریکی اقیانوس می ترسد...

  • محمدحسین کاوری
۲۹
تیر
۹۲

امام صادق علیه السّلام فرمودند:
عَفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تُعَفُّ نِساوُکُمْ.

از ناموس دیگران چشم پوشی کنید تا دیگران از نظر کردن به ناموس شما خودداری کنند.
وسایل الشیعه، ج 14، ص 79
  • محمدحسین کاوری