!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

آخر این دردِ ‌تغافل که به پیمانهٔ ماست
آتشی از پیِ دردادنِ میخانهٔ ماست
این صدایی که ز بشکستنِ دل می‌شنوی
در حقیقت اثرِ نالهٔ زولانهٔ ماست
تا چو مجنون پیِ لیلایِ ترقّی برسیم
ذوقِ صحرایِ طلب در دلِ دیوانهٔ ماست
غمِ گیسویِ پریشانِ ترقّیِّ وطن
بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند
بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانهٔ ماست

پیام های کوتاه
  • ۶ خرداد ۹۲ , ۰۲:۱۰
    شکر
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۳:۱۴
    احساس
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۲:۳۸
    رفیق
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۹ ارديبهشت ۹۵، ۱۶:۴۸ - سید حمید
    ممنون
نویسندگان

۲۲۷ مطلب توسط «قاصدک» ثبت شده است

۰۹
تیر
۹۲
 
مردمی را دیدم

برای داشتن ظاهری زیبا، وقت و هزینۀ زیادی صرف می کردند

اما برای داشتن ذهنی زیبا، هیچ . . .


 
  • قاصدک
۰۹
تیر
۹۲

دل های ما که به هم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که

 کجای این جهان باشی
دور باش اما نزدیک …
من از نزدیک بودن های دور میترسم…



  • قاصدک
۰۸
تیر
۹۲
9e5d4e36899c44b6f9cea3f74dd33997-425.jpg
  • قاصدک
۰۸
تیر
۹۲

http://upload.tehran98.com/img1/nwirs3rgn2k08nleis62.jpg


دلتنگــی


رودی نیســت کــه بــه دریــا بــریــزد!


دلتنگــی


مــاهــی کــوچکــی ســت


کــه بــرکــه اش را از چهــار طــرف


سنگچیــن کــرده بــاشنــد

  • قاصدک
۰۸
تیر
۹۲

 تجزیه و ترکیب !

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه!     پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس    چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟….
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاکنرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!
مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!

  • قاصدک
۰۸
تیر
۹۲

هیـــــچ گاه

به خاطـــــر
"هیـــــچکـــــس"
دســـــت از
"ارزشــــهایت"
نکـــــش
. ....
چــــون زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو
دســـــت بکشــــد ،
تــــو مــــیمانـــی و یـــک
"مـــن "
بــــــی ارزش...

  • قاصدک
۰۳
تیر
۹۲




به هر آسمانِ زلالی شک دارد؛


گنجشکی که با سر به پنجره خورده است ...!








Photo: ‎به هر آسمانِ زلالی شک دارد؛

گنجشکی که با سر به پنجره خورده است ...!‎
  • قاصدک
۰۳
تیر
۹۲

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم؛

مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند؛

و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم؛


بعد می فهمیم که خیلی دیر شده ...!








Photo: ‎کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم؛

مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند؛

و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم؛

بعد می فهمیم که خیلی دیر شده ...!‎
  • قاصدک
۰۳
تیر
۹۲

دل را

فقط باید به خدا گره زد

انگار از

« یا رفیق من لا رفیق له »

اش پیداست

جز او رفیق و مونسی نیست






  • قاصدک
۰۳
تیر
۹۲




خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛

و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...


کنفوسیوس





  • قاصدک