!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند .*.*. بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانه‌ی ماست

!!!گلچین!!!

آخر این دردِ ‌تغافل که به پیمانهٔ ماست
آتشی از پیِ دردادنِ میخانهٔ ماست
این صدایی که ز بشکستنِ دل می‌شنوی
در حقیقت اثرِ نالهٔ زولانهٔ ماست
تا چو مجنون پیِ لیلایِ ترقّی برسیم
ذوقِ صحرایِ طلب در دلِ دیوانهٔ ماست
غمِ گیسویِ پریشانِ ترقّیِّ وطن
بس که گلچین ز چمن،‌صبح و مسا گل شکند
بلبلان! باغ و چمن جمله عزاخانهٔ ماست

پیام های کوتاه
  • ۶ خرداد ۹۲ , ۰۲:۱۰
    شکر
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۳:۱۴
    احساس
  • ۳۰ ارديبهشت ۹۲ , ۱۲:۳۸
    رفیق
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۹ ارديبهشت ۹۵، ۱۶:۴۸ - سید حمید
    ممنون
نویسندگان
۰۲
تیر
۹۲

پـــــدرش بهش گفــــت: این  ۱۰۰۰تا چســـــب زخم رو بفــــروش تا برات کفش بخرمـــــــ …
بچــــه نشستـــــــ با خودش فکـــر کرد، یعنی بایـــــد آرزو کنم
 نفــــر ۱۰۰۰یه جاشــــون زخم بشــــه تا مـــن کفـــــش بخرمــــــ؟ 
ولش کن ، همین خوبه
  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم

دریا من جوانی را به سر کردم، تنها از دیار خودسفرکردم

دیریست قلب من از عاشقی سیر است

خسته از صدای زنجیر است

دریا اولین عشق مرا بردی

دنیا دم به دم مرا تو آزردی

دریا سرنوشتم را به یاد آور

دنیا سر گذشتم را مکن باور

من غریبی قصه پردازم

چون غریقی غرق در رازم

گم شدم در غربت دریا

بی نشان وبی هم آوازم

میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را

باز هم آمدی تو بر سر راهم

آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم

دردا; من جوانی را به سر کردم، تنها از دیار خود سفرکردم

میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را

روی موج خسته دریا مینویسم اوج غمها را

  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲

دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
.
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
.


دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
.
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟
.
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
.
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
.
دختری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله،مجرد،دیپلمه
.
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم،نبش کوچه،نمره شصت
.
در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام!!

  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲

طرز تهیه پسر ایرونی:

گوشت، پوست و استخوان:

 به طور میانگین 15کیلوگرم

چربی عضله نما:60 کیلوگرم.

تافت و چسب مو و... : 3 قوطی.

قدرت زبون بازی: 72 ساعت بی وقفه.

ابراز علاقه: 60 اسب بخار.

                                  قدرت پیچوندن: 30 بار در دقیقه.

قدرت حرکت چشم: 380 درجه در همه جهات

  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲
ﺑﻮﻕ : ﻣﺴﯿﺮﺕ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

ﺑﻮﻭﻕ : ﺷﻤﺎ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ؟

ﺑﻮﻭﻭﻕ : ﺳﻼﻡ ﺣﺎﺟﯽ, ﻓﺪﺍﺕ !

ﺑﻮﻕ ﺑﻮﻕ : ﺣﻠﻪ ﺁﻗﺎ ﺣﻠﻪ !

... ﺑﻮﻭﻕ ﺑﻮﻭﻕ : ﺩﺭﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮕﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ

ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺧﺘﻪ

ﺑﻮﻕ ﺑﻮﻕ ﺑﻮﻕ : ﻋﺮﻭﺱ ﭼﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮕﻪ

ﺍﯾﺸﺎﻻ ﻣﺒﺎﺭﮐﺶ ﺑﺎﺩ !

ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻕ : ﺩﯾﺪﯼ ﺍﺯ ﺟﺎ ﭘﺮﯾﺪ؟ ﻫﺮﻫﺮﻫﺮ

ﺑﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ﻭﻭﻭﻭﻕ : ﺑﺮﻭ ﮐﻨﺎﺭ

ﻋﻮﺿﯽ

ﺑــ .. ﻕ : ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﮐﺠﺎ , ﺑﺮﺳﻮﻧﻤﺖ ﻓﺪﺍﺕ

ﺷﻢ !

ﺑﻮﻭﻭﻭﻕ ﺑﻮﻭﻭﻭﻕ : ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺍﻻﻍ ,ﺍﻻﻥ ﻧﻮﺑﺖ

ﻣﻨﻪ.......

  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲


به انتظار تو نشستن، اشتباه ماست ، به انتظار تو باید ایستاد . . .

(میلاد مبارک)

.

.

.

امشب ز کرَم حق گُهرى داد به نرجس / وز برج ولایت قمرى داد به نرجس

خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس / برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس . . .

.

.

.

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید . . .

.

.

.

ما غایبیم، او منتظر آمدن ماست . . .

(میلاد مبارک)

.

.

.

هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم

اما به خود امام زمان چطور . . . ؟

.

.

.

یا مهدی ، ای نقطه شروع شفق، ای مجری حق

میلاد تو قصیده بی انتهاییست که تنها خدا بیت آخرش را می داند

بیا و حسن ختام زمان باش . . .

.

.

خدایا با نور امام مهدی، همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن

(میلاد نور مبارک)

.

.

.

خداوندا رسان از ما سلامش / به گوش ما رسان یارب کلامش

بسوز سینه ى مجروح زهرا / نما تعجیل در امر قیامش

(عید شما مبارک)


.

.

.

آمدنت چون رستاخیز، عدل گستر است و چون سپیده صبح

نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست . . .

میلاد مهدی موعود مبارک باد

.

.

.

مهدی جان! به روسیاهی‌مان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی و گنهکارند

قلبمان را ببین که هر روز، صبح و شام تو را می‌خوانند . . .

.

.

.

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، برپاکننده قسط و عدل

منتقم خون حسین(ع)، حضرت ولیعصر، امام زمان،

مهدی موعود (عج) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد . . .

.

.

.

ای منتظر، غمگین مباش قدری تحمل بیشتر

گردی به پا شد از افق گویا سواری می‌رسد . . .

.

.

.

امام کاظم (ع):

جسم او از دیدگان غایب ولی یاد او در دل های مؤمنین زنده خواهد بود . . .

.

.

.

پیامبر اکرم(ص):

در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به سر می برند

که هرگز نظیر آن دیده نشده است . . .

.

.

.

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند / نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار / من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند . . .

.

.

.

میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، امام عصر و الزمان مبارک
  • قاصدک
۰۲
تیر
۹۲

مولانا

ای غایب از این محضر ...... از مات سلام الله
وی از همه حاضرتر ...... از مات سلام الله

ای نور پسندیده ...... وی سرمه هر دیده
احسنت زهی منظر ...... از مات سلام الله

ای صورت روحانی ...... وی رحمت ربانی
بر مومن و بر کافر ...... از مات سلام الله

چون ماه تمام آیی ...... و آنگاه ز بام آیی
ای ماه تو را چاکر ...... از مات سلام الله

ای غایب بر حاضر ...... بر حال همه ناظر
وی بهر همه گوهر ...... از مات سلام الله

ای شاهد بی نقصان ...... وی روح ز تو رقصان
وی مستی تو در صدر ...... از مات سلام الله

وی جوشش می از تو ...... وی شکر نی از تو
و از هر دو تویی خوش تر ...... از مات سلام الله

  • قاصدک
۲۹
خرداد
۹۲

شما یادتون نمیاد ، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم ، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما

••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم : بر پاااا . . .
بر جاااا… . . . کی غایبه ؟ مرجاااان . . . دروغ نگو من اینجااام . . .

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم ، رو در مینوشتن : آمدیم منزل ،تشریف نداشتید !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو !!

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد : تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست ، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

آتیش آتیشم ، آتیش آتیشم ، اینجا رو آتیششش میزنم ، اونجا رو آتیششش میزنم ، همه جا رو آتیششش میزنم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد : دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن ! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره ، الکی صدای گریه کردن درمیآورد !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد : چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید ؟ دیدم اجاق خاموشه ، کتری چایی روشه ، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، با مدادتراش و آب پوست پرتقال ، تارعنکبوت درست می کردیم !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم ! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “ برگه امتحان ” گنده نوشته بودن !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، با آب قند اشباع شده و یک نخ ،نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن . بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتها برانگیز بود ، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد ، مزه گوجه گندیده میداد !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد : زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی ، خیال انگیز و پرشور ساخته است . این مجموعه دریچه ایست به سوی… . . .
دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی – تیتراژ سریال هانیکو

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون ، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد ، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها ، یا ضرب المثل یا چیستان . . .

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد، قدیما  پشه نیش می زد  جاشو  پانسمان می کردن الان  دیگه  بی رگ شدن نیش درست حسابی هم نمی زنن!  پشه هم پشه های قدیم

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

شما یادتون نمیاد قدیما میگفتن شیخ بهائی یه در واسه حرم امام رضا درست کرده بوده تنها انسان های خوب ازش میگذشتن

 ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

یه خط کشا بود 250 تومن می خریدیم محکم میزدیم دور دستمون حلقه می شد

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، قدیما سیستم عامل ها داس بودن با NC واسه خاموش کردن ِ کامپیوتر باید تایپ می کردی " Park " تا اجازه می داد کامپیوتر خاموش بشه .

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد ، قدیما ، توپ پلاستیکی می خریدیم می کردیم تو هم ، کلی هم ذوق می کردیم باهاش .

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد قدیما با مداد رنگی شهر می ساختیم ، توش بنگاه ماشین و ایستگاه پلیس و آتش نشانی می ذاشتیم و شهردار می شدیم .

••••••••••شما یادتون نمیاد•••••••••• 

شما یادتون نمیاد(شایدم بیاد..)..قدیما تلویزیون خاله بهار و بستنیا رو میذاشت.. همیشه بعد از دیدنش هوس بستنی می کردم!
+
بستنیا..بستنیا!
دست کی بالا؟
دست بچه ها!

  • محمدحسین کاوری
۲۹
خرداد
۹۲

  • محمدحسین کاوری
۲۶
خرداد
۹۲



ﻋﻄﺴﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭﻩ ﻧﻪ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺑﺎﺷﻪ :|


* * *


دنبال یه شرکت حمل و نقل معتبر می گردم

که مرده شور اوقات فراغتمو ببره :|


* * *


جدیدا پشه های خونمون قابلیت عبور از پتو رو هم بدست اوردن

در حد کریس آنجل!

یکیشون اومد در گوشم گفت..:

ماااااااااااااااااااایند فرییییییییییک...:)


* * *


یه دوس دخترم نداریم که وقتی گند میزنیم تو امتحانا و مشروط شدیم
بیاد بهمون بگه مـهم نیس عــزیــزم، تو واسه من شاگرد اولی !


* * *

یه بیماری جدیدم اومده این روزابه نام خود معشوق پنداری،یعنی تا دوقیقه با بعضیا گرم میگیری فک میکنن عاشقشون شدی !!


* * *

ما از اونایى هستیم که دعاهامون میخوره به پنجره بعد کمونه میکنه میخوره به سقف، سقف خراب میشه رو سر خودمون


* * *

به سلامتی خودمون که خوبیم

ولی بعضیا فکر میکنن خوبی از خودشونه......!!!


* * *


یه حکایت مکزیکی هست که هیچی نمیگه !

فقط موج میزنه :)


* * *


فکر کنم دارم بابا میشم!

 الان چند شبه بیدار میشم کولرو خاموش میکنم!


* * *


ﻗﺒﻼ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﻮﻓﺘﺎﺩ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 15 ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺎﺵ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ

ﺍﻵﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﯼ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺨﺮﯼ .


* * *


تو خونه شما هم کاربرد توری پنجره اینه که نذاره پشه ها از خونه برن بیرون!!!؟؟؟


* * *


ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﮐﻪ ﺷﺒﮑﻪ 3 ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ﻫﻮﺵ ﺳﯿﺎﻩ 2 لامصب ﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﺎﯾﮑﻞ اسکافیلد ﺗﻮ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ دراومدﻩ ﺍﺯ ﺻﺎﺑﻮﻥ ﻣﻮﺩﻡ ﻣﯿﺴﺎﺯﻩ !!


* * *


مـنـو دیـدی تـازگـیـا؟؟؟

.
.
.
بیا دوری کنیم از هم…


* * *


یه سری آدما هستن که وسط امتحان بهت میگن فلان سوال رو برسون

تو هم با هزار مشقت جواب اون سوال رو بهش میرسونی

بعده اینکه جواب سوال رو مینویسه بهت میگه مطمئنی درسته؟

ای کاش مجازات قتل اعدام نبود!! اون موقع بهش نشون میدادم جواب سواله درسته یا نه!!

* * *


بچه های امروزی رو نمیتونم درک کنم :

بهش آدامس موزی میدم ناز میکنه میگه این آدامسا بو میدن و بدمزه ن نمیخورم !

زمان ما آدامس موزی خدایی میکرد

ما اول کاغذشو نیم ساعت لیس میزدیم بعد میرفتیم سراغه خودش !!!
  • قاصدک